سيد محمد خالد غفارى
43
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى )
تفسير مقاصدشان پرداخته و به نقض و ابرام آن قيام نمودهاند ؛ و وظيفهء حكيم الهى آن است كه پوستهء اصطلاح و تعبير و پوشش رمز و كنايه را از روى حقيقت باز نمايد و لب لباب آن را در دسترس طالبان راستين حق ، قرار دهد و بدان وسيله زنگار جهل و تعصّب را از دلها بزدايد تا از آيينهء مصفّاى دل ، هرمس و افلاطون را دست در دست زردشت در حلقهء بزم حلّاج و بايزيد ببينند و به وحدت حقيقت ، متيقّن گردند . « حكمت اشراقى حكمتى است كه سهروردى ، مبتنى بر فلسفهء مشّائى بو على و تصوّف اسلامى و انديشههاى فلسفى ايران باستان به وجود آورده است . . . و مىكوشد رابطهاى بين عالم استدلال و اشراق ، يا تفكّر استدلالى و شهود درونى ، ايجاد كند ، و در واقع برزخى است بين فلسفه و كلام مدرسى و تصوّف محض خانقاهى ، و از خصايص مهمّ آن ، ازدواج و آميزش حكمت ايران باستان و عرفان و حكمت اسلامى است . . . » . « 1 » جهانبينى سهروردى « جهانبينى نورى » است ، يعنى او ، هستى را ، نور ، و نور را هستى مىداند ؛ در ديدگاه او ، هر چه هست يا نور است يا سايه و ظلال نور ، اين نور كه هستى است ، واحد و مجرّد محض و غير محسوس است و آنچه محسوس و غير مجرّد است ظلّ اوست . اين نور واحد ، كه « نور الانوار » و هستهء هستى است در نظامى متقن و روندى قانونمند و حساب شده ، در مراتب متفاوت و مظاهر گوناگون متنزّل و متجلّى مىگردد و به حسب مقام و مرتبهء تنزّل ، و شدّت و ضعف تجلّى ، اسامى مختلفى بدان داده مىشود . سه مرتبه از اين مراتب ، در ارتباط با ما و دنياى ما و به جهت تبيين و توجيه شگفتيهاى آفاقى و انفسى آن ، حايز اهميّت خاصّى هستند اين مراتب عبارتاند از : مرتبهء انوار قاهرهء اعلون طولى ، مرتبهء انوار قاهرهء عرضى يا « اصحاب اصنام » و مرتبهء انوار اسفهبدى . از اين مراتب و طبقات نورى ، دو طبقهء آنها تا حدودى مستقيما با ما در ارتباطاند : يكى طبقه انوار قاهرهء عرضى يا « ارباب انواع » ( اصحاب اصنام ) است كه موجد و حافظ انواع و معطى نفوس عالم ما ( عالم عناصر ) و عالم اثيرند ؛ و ديگرى گروه « انوار اسفهبدى » يا نفوس ناطقهء هستند كه گر چه خود حاصل اشراقات اصحاب اصناماند ، امّا
--> ( 1 ) نصر ، سيد حسين ، مقدّمهء مجموعه شماره 3 ، صص 32 - 33 .